طراحی وب سایت حرفه ای

English
فارسی
ثبت نام
ورود
امروز : يکشنبه ۲ ارديبهشت ماه ۱۳۹۷
تقویم
برچسب ها
روسیه - آمریکا - سوریه - تسلیحات - عربستان مناظره - هیلاری کلینتون - دونالد ترامپ - انتخابات آمریکا مایکروسافت - اپل - استراتژی سوریه - آمریکا - روسیه ایران - ایتالیا - مدیترانه - پایگاه نظامی 624283 آمریکا - عربستان - کنگره آمریکا - تروریسم - وتو یاهو - هک - ورایزون ایران - پول شویی - تروریسم - روحانی ماه سیاه - پدیده - ماه شیمون پرز - اسراییل دونالد ترامپ - کنگره آمریکا - سلاح هسته ای اوپک - بازار نفت - عربستان - ایران - تولید نفت - توافق مایکروسافت - میلیونر - ثروت ایران - اسرائیل - شیمون پرز - نتانیاهو یاهو - حمله سایبری - سرقت اطلاعات عربستان سعودی - حج - هزینه روادید - کسری بودجه ستاد اجرایی فرمان امام مایکروسافت - سرفیس فون - اپل - آیفون عربستان سعودی - آمریکا - ایران - خاورمیانه اینترنت اشیا - پردازش ابری - امنیت سایبری جان کری - هیلاری کلینتون - جایزه نوبل تکنولوژی - عکاسی - دوگ منوز عزاداری - زباله - محرم مناظره - معاون اول رییس جمهور - انتخابات آمریکا روسیه و سوریه - آمریکا و روسیه - سوریه عربستان سعودی - مانور - ایران - خلیج فارس گوگل - گوشی هوشمند - پیکسل روسیه و سوریه - آلمان - اتحادیه اروپا - تحریم

چگونه امام موسی کاظم (ع) در زندان با خلفای ظالم مبارزه کرد؟

پنج شنبه ۲۳ فروردين ماه ۱۳۹۷
اندازه قلم :
طراحی وب سایت

شخصیت والای امام کاظم(ع)، چندان جاذبه دار و والا بود که دشمنان را به وحشت انداخته بود و با همه قدرت و امکاناتی که داشتند، در برابر عظمت او، احساس کوچکی و ضعف می کردند و جز زندانی کردن و محدود ساختن ایشان، راهی برای حفظ تاج و تخت خویش نداشتند.


از بارزترین نکات دردناک در زندگانی امام کاظم(ع)، زندانی شدن‌های مکرر و طولانی آن حضرت در عصر هارون الرشید است. خلفای عباسی رفتاری ظالمانه با امام معصوم در پیش گرفته ودند و امام موسی کاظم دوره طولانی را با شرایط بسیار سخت در زندان‌های متعددی پشت سر گذاشت و در نهایت توسط خلفای جور به شهادت رسید اما ایشان چگونه در زندان با خلفای ظالم مبارزه کرد و آنها در نهایت این زندانی معصوم را به شهادت رساندند؟


 

هراس حکومت هارون

امام کاظم(ع) در شرایط دشوار حکومت عباسیان می زیست که دستگیری و آزار هواداران اهل بیت، سیاست رایج خلفا بود و طبیعی بودکه آن حضرت نیز، از سوی هارون الرشید، دچار زندان و شکنجه گردد. به گواهی تاریخ، امام موسی بن جعفر(ع)، قربانی بیم و هراسی شد که هارون نسبت به از دست دادن حکومت خویش داشت، نیز قربانی سخن چینی ها و گزارشهای دروغ بدخواهان و متملقان گردید.

به نقل برخی مورخان، سبب آمدن موسی بن جعفر(ع) به بغداد، آن بود که هارون الرشید می خواست خلافت را برای پسرش «محمد امین» استوار سازد. در سال 179 به حج رفت و به همه نواحی فرمان صادر کرد و به همه فقیهان،عالمان، قاریان و امیران دستور داد که در موسم حج در مکه حضور یابند و خود،راه مدینه را در پیش گرفت.

از جمله کسانی که نسبت به امام کاظم، سخن چینی می کرد، یحیی بن خالد (وزیرهارون) بود و این سعایت را از طریق جعفر بن محمد اشعث انجام می داد. به هارون گفت: من پیش‌تر از اخبار جعفر و مذهب او به تو می‌گفتم و نمی‌پذیرفتی، اینک این خبر را بشنو که: «هیچ مالی از هیچ جا به جعفر نمی رسد مگر آنکه خمس آن را برای موسی بن جعفر(ع)می فرستد.»

هارون الرشید به سبب این گزارش، شبانه مامور فرستاد تا صحت گزارش را تحقیق کند. وقتی دروغ بودن آن آشکار شد، اطمینان هارون به جعفر زیادتر شد، ولی یحیی بن خالد پیوسته می کوشید تا پاپوشی برای جعفر درست کند و او را ساقط کند و ازاین رهگذر، ضربه اصلی را به امام کاظم(ع) بزند. امام، حتی از سعایت و سخن چینی بستگان خویش نیز در امان نبود. یکی از برادرانش (محمد بن جعفر که زیدی مذهب بود) روزی نزد هارون الرشید رفت و پس از سلام، گفت: فکر نمی کردم که روی زمین دوخلیفه باشد، تا آنکه برادرم موسی بن جعفر را دیدم، که به حضورش می آیند و به عنوان خلیفه بر او سلام می دهند.

به نقل یحیی بن خالد، هارون الرشید پیش از آنکه امام کاظم(ع) را زندانی کند،در مدینه نزد قبر حضرت رسول(ص) رفت و خطاب به حضرت گفت: یا رسول الله! از تصمیمی که گرفته‌ام عذر می‌خواهم! تصمیم گرفته‌ام موسی بن جعفر را زندانی کنم، چون می‌ترسم میان امت تو جنگ افروزی کند و خونها ریخته شود! فردای آن روز، فضل بن ربیع را برای دستگیری امام فرستاد، و امام را در حالی که به نماز ایستاده بود، دستگیر کرد و به زندان افکند.

شخصیت والای امام کاظم(ع)، چندان جاذبه دار و والا بود که دشمنان را به وحشت انداخته بود و با همه قدرت و امکاناتی که داشتند، در برابر عظمت او، احساس کوچکی و ضعف می کردند و جز زندانی کردن و محدود ساختن ایشان، راهی برای حفظ تاج وتخت خویش نداشتند. کیفیت دستگیری امام نیز نشان این وحشت است. امام را دست بسته از منزل خارج کردند و برای رد گم کردن، دو استر را کجاوه بستند که پوشیده بود و همراه هریک، گروهی از نظامیان بودند، یکی را به سوی کوفه و دیگری را به سمت بصره روانه کردند، تا مردم نفهمند امام را کجا بردند.



امام در بصره

امام را پس از دستگیری به بصره بردند و تحویل عیسی بن جعفر بن منصور دادند که آن زمان، والی بصره بود. امام کاظم(ع) مدت یک سال نزد او بود.

سپس عیسی به هارون الرشید نوشت: موسی بن جعفر را از من تحویل بگیر و به هر که می خواهی بسپار، وگرنه رهایش خواهم ساخت، در این مدت هر چه کوشیدم، سند وبهانه ای برای زندانی ساختنش نیافتم. حتی وقتی دعا می کرد، به گوش ایستادم که شاید بر ضد من یا خلیفه دعا و نفرین کند، اما آنچه شنیدم، فقط دعا برای خودش بود که از خداوند، مغفرت و آمرزش می طلبید.

هارون کسی را فرستاد تا امام را از او تحویل گرفت و به بغداد آورد و نزد فضل بن ربیع زندانی کرد. مدت درازی امام نزد او محبوس بود. فضل، نامه ای نوشت ودرخواست کرد که حضرت را تحویل گرفته به فضل بن یحیی بسپارد.

به هارون خبر رسید که امام در «رقه » در وضعیت مناسب و خوبی قرار دارد.

هارون خادم خود «مسرور» را به صورت پیک سریع به بغداد فرستاد تا از وضعیت موسی بن جعفر، گزارش بیاورد. سپس نامه ای به «سندی بن شاهک » نوشت.

وقتی نتیجه گزارش همانگونه بود که به هارون گفته بودند، فضل بن یحیی را لخت کرده و صد ضربه شلاق بر او زدند.

مسرور، اوضاع را برای هارون نوشت، هارون الرشید هم دستور داد که امام راتحویل سندی بن شاهک بدهند.


رفتار امام کاظم(ع) در زندان

در دیدگاه امام کاظم، سراسر زمین مسجد و معبد ومحراب وسیع پرستش و زمینه ای برای تسبیح و تقدیس خدا بود، چه در زندان چه بیرون، چه در مدینه چه در بصره یا بغداد. هر چه حلقه حصار را بر او تنگ ترمی کردند و سختگیریها بیشتر می شد و محنتها متراکمتر می گشت، احساس قرب بیشتر به خدا می کرد و از «نماز» و «صبر»، کمک می گرفت. امام، زندان را پرستشگاه ساخته بود و از تنهایی زندان، خانه انس و الفت با خدا پدید آورده بود.

روزها روزه می گرفت و شبها به نماز و مناجات می ایستاد. به روایت یکی اززندانبانانش، حضرت خدا را حمد می کرد که جایی مهیا و آسوده برای عبادت، نصیب وی ساخته است.

احمد بن عبدالله از پدرش نقل می کند: نزد فضل بن ربیع رفتم. وی بر پشت بامی نشسته بود. به من گفت: به داخل این اتاق نگاه کن چه می بینی؟

گفتم: جامه ای بر روی زمین افتاده.

گفت: خوب بنگر. دقت کردم، گفتم:

مردی است در حال سجود. گفت: او را می شناسی؟ او موسی بن جعفر است.

من شب و روز مراقب حال او هستم، همواره او را در همین حالت می یابم.

پس از نماز صبح، تا طلوع خورشید تعقیبات می‌خواند، سپس به سجده می افتد تا اذان ظهر. کسی را گماشته که وقت نماز را به او اطلاع دهد. وقتی هنگام نماز را به اوخبر می دهد، برخاسته، بدون آنکه دوباره وضو بگیرد، به نماز می پردازد و این حالت اوست، تا غروب که افطار می کند، تجدید وضو می کند، سپس به سجده می افتد و در دل شب تا طلوع فجر نماز می خواند.

در نقل دیگری آمده است: وقتی امام موسی را به فضل بن یحیی تحویل دادند، او را در یکی از اتاقهایش محبوس ساخت و کسی را گماشت تا رفتار او کنترل کند. امام پیوسته به عبادت مشغول بود. شبها را با نماز و تلاوت قرآن و روزها را با روزه سپری می کرد و چهره از محراب بر نمی گرداند. فضل بن یحیی که حالات او را دید، او را مورد احترام قرارداد و بر او آسان گرفت.

امام همواره بر زندانبانان و جلادان هم تاثیر می گذاشت. فرصتهای زندان را به دعا و مناجات و استغفار و ذکر و رکوع و سجود می گذراند و این را منت و نعمت وموهبتی از سوی خداوند قلمداد می کرد و سپاسگزار بود.

حکومت هارون نتوانست با هیچ شیوه‌ای، اراده حضرت کاظم را در هم شکند و او راوادار سازد که برای رهایی از زندان، دست به دامان حکام شود و اندکی در موضع ورفتار خویش، انعطاف و ضعف نشان دهد.

وقتی هارون احساس کرد که روحیه مقاوم حضرت در زندان بر دیگران هم تاثیر می‌‌گذارد و به بیداری آنان می انجامد، از افزایش این حالت بیداری و آگاهی هراسان شد و با وزیرش یحیی بن خالد برمکی مشورت کرد که با امام چه کند؟ او گفت: آزادش کن.

هارون به این شرط حاضر شد از زندان آزادش کند که امام کاظم به گناه نکرده ی خویش اعتراف کند و درخواست عفو از گذشته بنماید ولی امام، درخواست او را رد کرد و حاضر نشد در برابر هارون به گناه اعتراف کند و پیغام داد که: «فردا که در پیشگاه خداوند حاضر خواهیم شد، روشن خواهدگشت که چه کسی تعدی و ستم کرده است!»

برای هارون الرشید، تنها راه باقی مانده، کشتن امام بود. فکر می‌کرد می تواند با قتل امام و پرده پوشی بر این جنایت از عواقب این ننگ برهد و از شورش و جهاد آگاهان جان سالم به در برد. در دوران زندانی بودن، هارون این کار را به والی بصره، عیسی بن جعفر واگذاشت، ولی او عذر خواست و این ماموریت را نپذیرفت.

به فضل بن ربیع سپرده شد، او هم تحت تاثیر شخصیت حضرت قرار گرفت و از کشتن امام امتناع کرد و حاضر شد عواقب این تخلف و امتناع را نیز، هر چه که باشد،بپذیرد. فضل بن یحیی هم حاضر به کشتن امام کاظم نشد و به لت خوشرفتاری باامام کاظم در مدتی که در اختیارش بود، طعم صد ضربه شلاق را چشید.

سندی بن شاهک، رئیس پلیس هارون در بغداد، بسیار خشن و سختگیر و سنگدل و از جلادان و آدم کشان بود. سندی حضرت را تحویل گرفت، به کند و زنجیر بست، بر او سخت گرفت و حتی امام را مورد توهین و ضرب و کتک قرار داد و در نهایت، امام رابه شهادت رساند، با خرمای زهرآلود، حضرت را مسموم کرد. پس از سه روز، روح پاک امام، از جسد مطهرش پرگشود و امام در 25 رجب سال 183 هجری به خدا پیوست و آسمان بغداد، با غروب این خورشید فروزان، تیره گشت.

اخبار تکنولوژی
مقالات
برای اطلاع از آخرین اخبار مشخصات خود را وارد کنید.
ایمیل
موبایل
شرکت طراح نرم افزار
شرکت طراح نرم افزار پیشگام از سال 1379 فعالیت خود را در زمینه طراحی وب و برنامه نویسی با شرکت های دیگر آغاز نموده و در سال 1385 توانست با شماره ثبت 23483 فعالیت خود را با نام تجاری شرکت طراح نرم افزار پیشگام TNP  آغاز کند.
ارتباط با ما
دفتر مرکزی : تبریز - خیابان شریعتی جنوبی - بالاتر از تقاطع پاستور - پلاک 514 - طبقه اول

 
تلفن : 35578902 - 041
  35578903 - 041
شرکت طراح نرم افزار پیشگام طراحی وب سایت حرفه‌ای TNP Control Panel
Rated 4.5/4 based on 1 to 5
می خواهید عضو شوید؟
لطفاً نام کاربری و رمز عبور را به صورت صحیح وارد نمائید
عضو هستید؟
لطفاً نام کاربری و رمز عبور را به صورت صحیح وارد نمائید
رمز عبور را فراموش کرده ام
پشتیبانی آنلاین
شرکت طراح نرم افزار پیشگامشرکت طراح نرم افزار04135578902 tnp.co.irtnp.co.ir - فدح.زخ.هق - صصص.فدح.زخ.هق